باب حزن
قال الله تعالى :
تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً
« 1 » . بازگشتند درحالىكه چشمهايشان از شدت اندوه ، مالامال اشك بود .
تلمسانى در توضيح آيه مىفرمايد : « استشهاد به اين آيه در اين مقام بسيار بجاست ، زيرا حق تعالى از نامبردگان در آيه به واسطهء كرامت اندوهشان سپاسگزارى كرد ، پس دلالت دارد براين كه حزن فضيلت است ، و مسلما مقام شريفى است » .
خواجه مىفرمايد :
الحزن توجع لفائت ، او تأسف على ممتنع ، و له ثلاث درجات :
حزن اندوه است براى آنچه گذشته و فوت شده است « 2 » ، يا تأسف است براى امر ممتنع كه محال است جبران آن ، مانند تأسف بر مرگ كسى ، و براى آن سه درجه است .
الدرجهء الاولى :
حزن العامة و هو حزن على التفريط فى الخدمة ، و على التورط فى الجفاء ، و على ضياع الايام .
اندوه عامه و آن ، به واسطه كوتاهى در خدمت است يا براى آن است كه انسان در معرض جفا به حق واقع شده است يا اندوه به واسطهء از دست رفتن ايام است .
تلمسانى در توضيح اين مطلب مىفرمايد : « كوتاهى در خدمت با كوتاهى در عمل متفاوت است . مسلما ابواب بالاتر از بدايات هستند ، پس خدمت از بابهاى اخلاق است نه از بابهاى افعال ، به اين خاطر همراه با تفريط در خدمت و در ورطهء جفا قرار گرفتن ذكر شده است . پس معنى جفاء بالاتر از معنى گناه است زيرا معصيت از مقام بدايات است و
هامش
( 1 ) . توبه / 92 .
( 2 ) . كه قابل جبران است ( تا حدوى ) مانند : نماز و روزه ، حج و . . .