باب تفريد
قال الله عز و جل :
وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ .
« 1 » و خواهند دانست كه خداوند حق آشكار است .
كه اشاره به آيهء :
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ .
روزى كه خداوند آنان را دريافت مىكند و جزاى آنان حق است و خواهند دانست كه همانا خداوند متعال حقى آشكار است .
خواجه از عبارت : « حق المبين » به باب تفزيد استشهاد كرده است و در تعريف آن مىنويسد :
التفريد اسم لتخليص الأشار الى الحق ، ثم بالحق ، ثم عن الحق .
تفريد اسمى است براى تخليص يا قطع اشارت الى الحق و بالحق و عن الحق كه به شرح آنها در اين باب مىپردازد .
و أما تفريد الأشارة الى الحق تعالى ، فعلى ثلاث درجات :
تفريد القصد عطشا ، ثم تفريد المحبة تلفا ، ثم تفريد الشهود اتصالا .
اما تخليص اشارت الى الحق ، بر سه درجه است :
تفريد القصد عطشا : عزم و قصد خويش را از شدت وصال و عطش لقاى حق ، پالايش كند . يعنى لهيب شوق وصال در او شعلهور شود كه نشانگر سلامت قصد سالك است . به قول مولوى :
آتش است اين بانگ ناى و نيست باد * هركه اين آتش ندارد نيست باد « 2 »
ثم تفريد المحبة تلفا : درجهء دوم تفريد الى الحق ، تخليص محبت تا مرز هلاكت است ، زيرا محبت قتلگاه عاشق است . شدت اشتياق و محبت الهى نشان تفريد سالك در حضرت جمع است .
هامش
( 1 ) . نور / 25 .
( 2 ) . مولوى ، دفتر اول ، ديباچه ، بيت 9 .