پروردگار دين اوست و امام على بن الحسين عليه السّلام فرمود : « و وجه خدا كه مردم رو ب سوى آن مىآيند مائيم . » « 1 »
در مناقب ابن شهر آشوب از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه وجه اللّه مائيم .
علامه طباطبايى اضافه مىكند كه در تفسير اين آيه روايات ديگرى است كه تفسير وجه اللّه را به دين و امام توجيه مىكند .
ابن قيم گويد : فنائى كه در آيه آمده است همان فنائى نيست كه طائفه عرفا بدان استناد كنند . چرا كه فنا در آيه به معناى هلاك و عدم است كه خداوند سبحان بدان خبر دهد كه هرچه بر روى زمين است معدوم گشته و مىميرد و تنها وجه پروردگار سبحان باقى مىماند .
فنا مقابل بقا و اعم از موت است چرا كه انسان با موت فانى نمىگردد . در حديث آمده است . « خلقتم للبقاء لا للفناء » شما براى بقا خلق شدهايد نه براى فنا . درحالىكه داريم
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ »
« 2 » هر نفسى مرگ را مىچشد . ( از اينرو فنا اعم از موت است ) مرحوم قشيرى فنا را به معنى سقوط اوصاف مذمومه دانسته و بقا را قيام اوصاف محموده به آن . « 3 »
توضيح آنكه انسان داراى افعال و اخلاق و احوالى است . پس هركه افعالى را كه به زبان شريعت مذموم است ترك كند گفته مىشود كه از شهواتش فانى گشته و هركه اخلاقش را معالجه نموده و حسد و حقد و ديگر رزائل نفسانى را از قلبش دور كند گفته مىشود كه از سوء اخلاق فانى گشته است و هركس كه جريان قدرت حق را در تصاريف احكام مشاهده نمايد گفته مىشود كه او از اوصاف خلقى فانى گشته است و هركس كه سلطان حقيقت چنان بر او مستولى گردد كه ديگر هيچ عضوى را مشاهده نكند نه عينا ، نه اسما و . . . گفته مىشود كه او از خلق فانى و به حق باقى گشته است .
پس فناى عبد از افعال ناروا و احوال زشت به عدم اين افعال و احوال است و فناى او از خودش و خلق به زوال احساس او به خودش يا به خلق است .
پس چون از افعال و اخلاق و احوال فانى گشت ، جايز نيست كه آنچه از آن فانى
هامش
( 1 ) . به نقل از تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 205 .
( 2 ) . آل عمران / 185 .
( 3 ) . رساله فناء و بقاء ، ج 1 ، ص 260 .