باب وجد
قال الله تعالى :
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ .
« 1 » و دلهاى آنها را سخت استوار و دلير ساختيم .
عبارت مورد استشهاد خواجه قسمتى از اين آيه است :
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً .
ما بر دلهاى آنها علاقه به خدا را محكم كرديم ، چون برخاستند ، گفتند :
پروردگار ما ، خداى آسمانها و زمين است و هرگز ، غير او خدايى نجوييم و اگر بخواهيم ، سخت راه خطا را پيمودهايم .
اين آيه حكايت اصحاب كهف را بيان مىكند كه سرّ هجرت و پناه بردن به غار و پايبندى و علاقهء شديد آنها به خداوند متعال بوده است . خواجه آن را در بيان باب وجد مورد استشهاد قرار داده است و مىنويسد :
الوجد لهيب يتأجّج من شهود عارض مقلق . وجد عبارت است از : شعلهاى كه در اثر مكاشفهء ناگهانى و متجدّد پديد مىآيد و داراى سه درجه است :
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
وجد عارض ، يستفيق له شاهد السمع ، أو شاهد البصر ، أو شاهد الفكر ، أبقى على صاحبه آثرا أولم يبق .
درجهء اول : وجدى است كه ناگهان عارض مىشود و موجب هوشيارى ، شاهد سمع يا شاهد بصر يا شاهد فكر مىگردد ، خواه اين وجد اثرى در شاهد خود باقى بگذارد يا نگذارد .
بديهى است شاهد سمع ، زمانى است كه آنچه بر سالك وارد مىشود و بر صحت حال او گواهى مىدهد ، خطاب سمعى باشد . كه به نظر بعضى از محققين عرفا ، خطابى از
هامش
( 1 ) . كهف / 14 .