لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ .
« 1 » امروز ملك از آن كيست .
و كسى را توان پاسخ گفتن نمىباشد و خداوند در جواب خويش مىفرمايد :
اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ .
« 2 » براى خداى يگانهء قهار .
و نيز مىفرمايد :
« وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ »
« 3 » و رام كرد براى شما آنچه در آسمانها و زمين است . همگى از آن اوست .
پس توكل اين است كه انسان تمام امورى را كه مخصوص صاحبش است به او باز گرداند .
« و التعويل على وكالته » يعنى سالك بايد نسبت به اين كه وكالتش را به خدا سپرده در اعتماد كامل به سر ببرد و شكى نداشته باشد كه هر حكمى كه خدا دربارهء او مىكند به نفع اوست . در حقيقت كسى كه به خدا توكل مىكند ، در حقيقت خود را تحت ولايت الهى قرار مىدهد .
« فهو من اصعب منازل العامة » و اين براى عامه مردم خيلى سخت است . زيرا عوام وقتى به چيزى دست يافتند به سختى آن را رها مىكنند و وكالتش را به كس ديگر مىسپارند . درحالىكه اين عمل براى خواص بسيار سهل است . زيرا اين افراد به هر مقامى كه مىرسند ، مىدانند اختيار هيچچيز حتى نفس كشيدن را ندارند . لذا همهء امور را به خدا وا مىگذارند بدون اينكه ذرهاى اندوهگين باشند .
ولى كسانى كه احساس مالكيت مىكنند ، بسته به شدت احساسشان ، در واگذارى دچار مشكل مىشوند .
در قرآن كريم هم آمده است :
وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ .
« 4 » از آنچه شما را در آن جانشين گردانيد انفاق كنيد .
خداوند هرچه به ما مىدهد از باب استخلاف است . ما را نماينده و خليفه خود كرده است كه در ملك او دخل و تصرف كنيم ، به اندازه كافى بخوريم و از اسباب و استعدادهايى كه در ما نهاده استفاده كنيم . ما نيز بايد محصولات خود را در اختيار ديگران
هامش
( 1 ) . غافر / 16 .
( 2 ) . غافر / 16 .
( 3 ) . جاثيه / 13 .
( 4 ) . حديد / 7 .