Skip to main content

منازل السائرين ( فارسى ) — Page 193

Contributors:

P.193
چه هست اوست .
عشق آمد و شد چو خونم اند رگ و پوست * تا كرد مرا تهى و پر كرد ز دوست اجزاء وجود من همه ، دوست گرفت * نامى است ز من من و باقى همه اوست « 1 »
« و تقويمه عن اسمه » يعنى قوام و دوام وجودش را ، ذكرش را و بلكه همه‌چيز را خدا مىبيند .
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند * بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت « 2 »
آن‌جا جايى است كه هم حامد و محمود و حمد و هم خالق و مخلوق و خلق و عالم و معلوم و علم يكى مىشوند .
Footnote
( 1 ) . ديوان شمس ، مولوى . ( 2 ) . مواعظ سعدى .