درجات استقامت
و هى على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
الاستقامة على الاجتهاد فى الاقتصاد ، لا عاديا رسم العلم ، و لا متجاوزا حدّ الاخلاص و لا مخالفا نهج السّنة . و آن را سه درجه است : درجهء نخست پايدارى در كار براى رسيدن به ميانهروى است . به اين معنى كه از رسم علم در نگذرد و از مرز اخلاص تجاوز ننمايد و با روش سنت مخالفت نكند .
استقامت براى عوام سه درجه دارد : يكى اينكه انسان تلاش كند در عمل ميانهرو باشد و حد اعتدال را نگاه دارد و اهل افراط و تفريط نباشد .
حضرت على عليه السّلام در خطبهء متقين مىفرمايد :
ملبسهم الاقتصاد و مشيهم التواضع
« 1 » .
شعارشان ميانهروى است و در رفتار و گفتار فروتن هستند ؛ يعنى در زندگى ميانهرو باشند .
در قرآن نيز آمده است :
وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
« 2 » عدهاى از ايشان ميانهرو بوده و گروهى سبقت گيرنده در خيرات هستند .
مقتصد كسى است كه هر اعتدال را رعايت مىكند و اهل افراط و تفريط نيست و مطلوب براى استقامت عوام اين است كه در عمل ميانهرو باشند .
« و لا عاديا رسم العلم » و از رسم علم در نگذرد .
در اينجا « رسم العلم » : هو حكمهاى لا يتجاوز فى عبادته الأحكام الشرعيّه على مقتضى العلم الظّاهر . يعنى از حدود احكام شرعيه تخطى نكند .
« و لا متجاوزا حدّ الاخلاص » و از حد اخلاص هم تجاوز نكند .
در مقابل اخلاص « ريا » قرار دارد كه سالك بايد فارغ از آن باشد و حب دنيا در ا و نباشد . در غير اين صورت : « ذلك يخرجه عن الاستقامة » ؛ از حوزهء استقامت خارج مىشود . زيرا كسى كه عملش را به ريا و اغراض دنيوى آلوده كند از حوزهء استقامت
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 184 .
( 2 ) . فاطر / 32 .