باب اخلاص
قال الله تعالى :
فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ .
« 1 » آگاه باشيد كه دين خالص براى خداست .
خواجه بزرگوار در تعريف اخلاص مىفرمايد : الاخلاص تصفية العمل من كل شوب .
اخلاص تصفيهء عمل از هر شائبهاى است .
آنچه كه ما در اين آيه مىخوانيم اين است كه خداوند فقط دين خالص را مىپذيرد .
اين نشان مىدهد كه خداوند حقيقت دين را خالص مىخواهد ، عبادت ظاهرى كه ما انجام مىدهيم ملاك خلوص ما نيست بلكه باطن و جوهر دين ملاك اخلاص است .
اما غير الخالص فقد يقبله تفضّلا . امّا اگر دين خالص نباشد خداوند از روى تفضل آن را مىپذيرد ، البته اين نظر پير هرات است . اعتقاد ما بر آن است كه همه چيز را خداوند از روى تفضل مىپذيرد . چه كسى اين جرأت را دارد كه به خدا عرض كند دين من خالص است ، عبادتم خالص ا ست ، معرفتم خالص است . آنجا كه سيد كونين محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد :
و ما عبدناك حقّ عبادتك و ما عرفناك حق معرفتك .
« 2 » ما تو را آنچنان كه حق عبادتت بود ، عبادت نكرديم و آنچنان كه حق شناختت بود نشناختيم .
بنابراين اگر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله چنين بگويد ، ما ناقصان چه بايد بگوئيم .
الاخلاص تصفية العمل من كل شوب « أى يخلص فى العمل للّه تعالى حتى يصفو من شوب الرياء و غيره » . « شوب » عموما به معناى هر چيزى است كه عمل انسان را آلوده مىكند . اما اختصاصا آن چيزى است كه در تضاد با اخلاص باشد . اگر از باب تقابل نگاه كنيم آن صفت منفى كه در مقابل اخلاص قرار دارد « ريا » است .
بسيارى از كارهايى كه انجام مىدهيم ، گناه نيستند اما سبب مكدر شدن آيينهء دلمان مىشوند و صفا و درخشندگى آن را از بين مىبرند و دل نمىتواند تصور شفافى از حق در پيش روى ما مجسم سازد ؛ اما گناه مثل سنگ است و آيينهء دل را مىشكند و متلاشى
هامش
( 1 ) . زمر / 3 .
( 2 ) . بحار االانوار ، ج 68 ، ص 23 ، ح 1 .