آشكار شده كجا مىروى ؟
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران
اين سخنهاى چو مار و كژدمت * مار و كژدم مىشود گيرد دمت « 1 »
لذا براى حفظ نفس بايد از همهء قبايح اجتناب كنى .
قسم دوم از درجهء اول « توفير الحسنات است . يعنى فراوان كردن حسنات به اينكه هر چه كار نيك كند باز هم اشتهاى انجام كار نيك و حسنه را دارد .
چنانچه مولا امير المومنين على عليه السّلام روزى در خانه از كارها فراغت پيدا كردند ، براى انجام كار حسنه و نيك بر سر كوچه ايستادند . فردى از آنجا مىگذشت ، عرض كرد : آقاى من اين موقع ظهر چرا اينجا ايستادهايد ؟
مولا فرمودند : به خدا قسم از خانه بيرون نيامدم و در اينجا نايستادم مگر براى اينكه حاجتمندى بيايد و از من چيزى طلب كند و من برايش انجام دهم .
و در بحار الانوار آمده است : فردى براى حاجتى خدمت امام حسن عليه السّلام رسيد . امام به او فرمود چرا پيش امام حسين عليه السّلام ( كه ظاهرا به آن فرد نزديكتر بودهاند ) نرفتى ؟ پاسخ داد : اتفاقا رفتم و ا يشان را در اعتكاف ديدم لذا مزاحم نشدم و آمدم خدمت شما . امام حسن عليه السّلام فرمود : به خدا قسم اگر به او رجوع مىكردى و او براى رفع حاجت تو اقدام مىكرد ، آن كار براى او بهتر بود از دو ماه در اعتكاف نشستن .
لذا اولياى الهى عاشق انجام حسنات هستند .
قسم سوم از درجهء اول « صيانة الايمان » است . يعنى ايمان خود را از آنچه مايهء نقصان و ضعف آن مىگردد مصون دارى .
الدرجة الثانية :
حفظ الحدود عندما لا بأس به ابقاء على الصيانة و التقوى ، و صعودا عن الدناءة و تخلصا عن اقتحام الحدود . درجهء دوم آن است كه حدود الهى را حتى نسبت به آنچه معنى در آن نيست ( مباحات ) ، حفظ كنى . تا ايمان و تقوايت را صيانت كنى و از دنائت ( پستى و خست نفس ) فراز آيى و از تجاوز و تعدى از حدود ( فرو غلطيدن در محرمات )
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، بيت 3662 .