تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
دعوت نموده و بخوان ، پس آن مرد چنين كرد و مردم دين او را قبول كرده و پذيرفتند و او را پيروى نمودند و دنيا را فرا گرفت و بدست آورد ، پس از آن فكر نموده و انديشيد و ( با خود ) گفت : چه كار ( بد ) ى كردم ؟ ! دين و آئين نوى آشكار و مردم را ( به آن ) دعوت كرده و خواندم توبه و بازگشت ( بسوى خدا ) براى خود نمىبينم مگر آنكه بروم نزد كسى كه او را به آن دين دعوت كردم و او را از ( پيروى ) آن بازگردانم ، پس مىآمد نزد اصحاب و يارانش كه او را اجابت كرده و پذيرفته بودند و به آنان ميگفت : محقّقا آن دينى كه شما را به آن دعوت نمودم باطل و نادرست است و جز اين نيست كه آن را بدعت نموده و از پيش خود آوردم پس پيروانش به او ميگفتند : دروغ ميگوئى آن دين حقّ و درست است ولى تو در دين و آئينت شكّ و دودلى داشته و از آن بازگشته‌اى ، پس آن مرد چون آن را ديد قصد و