تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
باشد ( و شما آن را دروغ دانسته‌ايد ) پس خدا را در بالاى عرش و تخت او ( خدائى كه بهر چيز احاطه داشته و آن را فرا گرفته و از آن آگاه است ) تكذيب ميكنيد . 4 - از علىّ ( ابن سويد ) سائىّ از ابى الحسن ( موسى بن جعفر امام هفتم ، عليه السّلام ) رسيده كه آن حضرت در رساله و نامه‌اى به علىّ سائىّ نوشته : و براى آنچه ( حديث و سخنى كه ) از ما به تو رسيده يا نسبت داده شده بسوى ما نگو : اين باطل و نادرست است و اگر چه تو خلاف و جز آن را بشناسى ، زيرا تو نميدانى براى چه ما ( آن را ) گفته‌ايم و بر كدام قصد و آهنگ و حال و چگونگى بوده است . 5 - از سفيان پسر سمط رسيده كه گفته : بابى عبد اللَّه ( امام صادق ، عليه السّلام ) گفتم : فداء و سربهاى تو شوم هر آينه مردى از نزد تو پيش ما مىآيد پس از جانب تو ما را به چيز بزرگ خبر داده و آگاه ميسازد و سينه ( دلهاى ) ما از آن تنگ ميگردد تا اينكه او را تكذيب نموده و دروغگو دانيم ، سفيان