تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
اما خرس مردى بود كه شهوت زنانه در او بود و مردها را براى انجام شهوت جنسى به خود دعوت ميكرد . و اما خوكها جمعى از نصارى بودند كه از پروردگار خود درخواست نمودند تا مائدهء آسمانى بر آنان فرو فرستاد و چون فرود آمد در كفر و تكذيبى كه داشتند بيشتر پافشارى نمودند . و اما ميمونها جمعى بودند كه در روز شنبه تعدى كردند . و اما مار ماهى مرد ديوثى بود كه مردان را به بستر همسر خود دعوت ميكرد . و اما سوسمار عربى بود بيابانى كه با عصاى سر كج خود از حاجيان دزدى ميكرد . و اما دعموص سخن چينى بود كه دوستان را از هم جدا ميكرد . و اما عقرب مردى بود كه زبان زننده اى داشت و هيچ كس از زبان او سالم نمىماند . و اما عنكبوت زنى بود كه به شوهر خود خيانت ميكرد . و اما خرگوش زنى بود كه از حيض و غير آن خود را پاك نميكرد . و اما سهيل باجگيرى بود در يمن . و اما زهرة زنى بود نصرانى كه از آن يكى از پادشاهان بنى اسرائيل بود و همان زنى بود كه هاروت و ماروت فريفته او شدند و نامش ناهيل بود و مردم ناهيدش گويند . ( مصنف ) اين كتاب گويد : مردم در بارهء زهره و سهيل بغلط ميروند و ميگويند كه آن دو دو ستاره هستند و چنين نيست كه ميگويند بلكه حيوانى از حيوانات دريائى هستند كه بنام دو ستارهء آسمانى ناميده