تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
يمانى به حضرت عرض كرد : معناى ثاقب چيست ؟ فرمود : در آسمان هفتم طلوع مىكند و نورش فضا را ميشكافد تا آنكه در آسمان دنيا روشنى ميدهد و از اين رو خداى عز و جل ثاقبش ناميد اى برادر يمنى در ميان شما دانشمندان هستند ؟ يمانى عرض كرد : آرى فدايت شوم در يمن عده اى هستند كه با هيچ كس در دانش برابرى نكنند ابى عبد الله عليه السّلام فرمود : دانشمندان تا چه پايه ميداند ؟ يمانى عرض كرد : دانشمند يمن پرندگان را پرواز ميدهد و در اثر آن به يك ساعت پيش آمد سوار تند روى را تا يك ماه پيش بينى مىكند ابى عبد الله ( ع ) فرمود : دانشمند مدينة را دانش بيش از دانشمند يمن است يمانى عرض كرد دانش دانشمند مدينة تا كجا است ؟ ابى عبد الله ( ع ) فرمود : دانش دانشمند مدينة تا آنجاست كه پرنده اى نمىپراند و باثر آن توجهى ندارد ولى در يك لحظه گردش آفتاب را در دوازده برج و دوازده بيابان و دوازده دريا و دوازده عالم ميداند راوى گويد يمانى به حضرت عرض كرد : من بفدايت گمان ندارم كه كسى اين چنين دانشى داشته باشد و حقيقت آنچه را كه ميفرمائى درك نمايد سپس يمانى برخاست و از مجلس آن حضرت بيرون شد . ( شرح : ) در ميان اعراب علمى رواج داشت كه از حركت حيوانات و پرش پرندگان پيش بينىهائى ميكردند و تطير كه به معناى فال بد زدن است از آن ريشه ميگيرد مثلا چنانچه پرنده از طرف راست انسانى مىپريد بطورى كه بال چپ او محاذى دست راست آن شخص ميشد آن را بارح ميگفتند و بفال بد ميگرفتند و اگر از طرف چپ انسانى مىپرسيد بطورى كه بال راست وى محاذى دست چپ آدمى قرار ميگرفت آن را سانح ميگفتند و بفال نيكاش مىگرفتند و عرب را در بارهء اين علم اشعارى است و از جمله شعر كميت است
و لا انا ممن يزجر الطير همه أ صاح غراب أم تعرض ثعلب
الخصال ( فارسي ) — صفحة 580 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى