تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
گرگ و شيرشان ميكشت ميخوردند و خداوند حرامش كرد و معناى ( * ( ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ ) * ) اينكه مجوس براى آتشكده‌ها قربانى ميكردند و قريش هم كه درخت و سنگ مىپرستيدند براى آن دو قربانى ميكردند و معناى ( * ( وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ) * ) اين است كه شترى را مىكشتند و آن را ده بخش مىكردند سپس گرد هم آمده و تيرها را بيرون آورده و هر يك از تيرها را بيكى ميدادند عدد تيرها ده بود كه هفت عدد از آنها سهم بربود و سه عدد بىسهم تيرهائى كه سهمبر بودند بنام فذ و توأم و مسبل و نافس و حلس و رقيب و معلى بودند كه فذ يك سهم داشت و توأم دو سهم و مسبل سه سهم و نافس چهار سهم و حلس پنج سهم و رقيب شش سهم و معلى هفت سهم و تيرهائى كه سهم بر نبود بنام سفيح و منيح و وغد بودند و بهاى شتر بعهدهء كسى بود كه از تيرهاى سهم بر بنام او در نيامده باشد و اين نحو تقسيم قمارى بود كه خداى عز و جل آن را حرام فرمود . ( شرح : ) بنا بر اين روايت ده جزء كردن شتر چنانچه در اول روايت است وجهى ندارد بلكه مىبايست به بيست و هشت جزء قسمت شود .

( آنچه بر هر مسلمانى لازم است كه همه روزه پيش از سرزدن آفتاب ده بار بخواند و پيش از غروب هم ده بار )

58 - اسماعيل بن فضل گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم از معناى آيهء مباركة كه خداى عز
الخصال ( فارسي ) — صفحة 528 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى