هر كه از حس خدا ديد آيتى * در بر حق داشت بهتر طاعتى
گر بديدى حس حيوان شاه را * پس بديدى گاو و خر اللّه را
گر نبودى حس ديگر مر ترا * جز حس حيوان ز بيرون هوا
پس بنى آدم مكرم كى بدى * كى بحس مشترك محرم شدى
ص 57 و دو باطن و آن خيال و وهم است .
قوهء خيال را در كتب طب مصوره نامند و به همين اسم در كتب فلسفه انتقال يافته است و با قوهء مصورهء نقشبند كه در كتب فلسفى آمده است فقط اشتراك در اسم دارند . شيخ در اول فصل دوم مقالهء چهارم نفس شفاء گويد :
ان القوة المصورة التى هى الخيال هى آخر ما يستقر فيه صور المحسوسات ( ص 334 ج 1 ط 1 ) و گاهى براى تميز قوهء مصورهء نقشبند از قوهء مصوره بمعنى خيال وصف طابعه يعنى نقشبند براى مصوره آورند چنان كه باز شيخ در كليات قانون مىفرمايد :
و اما المصورة الطابعة فهي التى يصدر عنها باذن خالقها تبارك و تعالى تخطيط الاعضاء الخ 1 .
و چنان كه گفتهايم امر أهم در اين فصل شريف اين است كه بدانى اين مشاعر يكى را درهاى بهشت است و ديگرى را درهاى دوزخ چنان كه يك شخص را در يك وقت درهاى بهشتاند و وقت ديگر درهاى دوزخ ، و لكن دربارهء وهم بحثى ارزشمند است كه و هم عقل ساقط است و نگارنده آن را در نكتهاى از هزار و يك نكته تقرير و تحرير كرده است كه از جهت نفاستش ، در اينجا درج مىكنيم :
( 1 ) - ( ص 141 چاپ سنگى وزيرى ) .