تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
بسر ميبردند در محل اقامت و اسفار . سال 1124 : در شهر ربيع الأوّل سنهء يكهزار و يكصد و بيست و چهار شاهزادهء عظيم القدر شهربانو بيگم صبيّه شاه سليمان عليه الرحمه را به ميرزا داود متولى روضهء رضويه در روز عيد بابا شجاع الدين عقد مناكحه واقع ساخته دادند و در همان شب آمد بخانهء ميرزا داود و مهر مبلغ هزار تومان بود ، و در هفتم اين ماه مير آخورباشى را معزول كردند ، در روز چهارشنبه پنجم شهر ربيع الاخر هزار و صد و بيست و چهار عاليحضرت مير محمّد صالح شيخ الاسلام را از منصب شيخ الاسلامى معزول و مقررى او را قطع نمودند و جهت اين بود كه استعفا نموده بود سابق بر اين و تلاش مينمود اين شغل را به جهت پسر بزرگ خود و پادشاه را ناخوش آمده بود از اين حركت ، و ديگر آنكه تلاش مىنمود كه مقرّرى خود را داشته باشد و امورى كه متعلّق به نواب اشرف باشد به او مرجوع و سركردهء اهل علم و مقدّم بر همه باشد . و خلاصهء سخن آنكه منظور او اين بود كه پادشاه او را در مرتبهء رعايت كند كه كسى ديگر را آن مرتبه نباشد ، و پادشاهان محكوم حكم كسى نميباشند بلكه هركسيرا در مرتبهء كه خواهند رعايت ميكنند ، و بعد از عزل و منع از حضور مجلس بهشت آئين موقوفات آقا هوشيار و حمام خسرو آقا كه با او بود فرمودند ديگر در آنها تصرّف ننمايد و آن را به حضرت علّامة العلمائى مجتهد الزمان أمير محمّد باقرا دام ظلّه العالى رجوع فرمودند و او سعى بسيار نمود كه آنها باز با مير محمّد صالح باشد شاه قبول ننموده به آن علّامى رجوع فرمودند ، و در شهر ذيحجّة الحرام سنهء هزار و يكصد و بيست و پنج باز شيخ الاسلام و در روز عيد اضحى پابوس كرد و در طرف ديگر نشانيدند او را ، و نواب مريم بيگم التماس او را كرده نواب اشرف از تقصير او گذشت . و در سنهء هزار و صد و بيست و چهار فتحعليخان از حكومت نيشابور و ابيور معزول شد و حاكم سمنان نيز معزول شد بعلّت سوء تدبيرى كه در جنگ تركمان از ايشان ظاهر شده بود و قاسم خان حاكم نيشابور و هابيل خان حاكم ابيورد شد ، و در ماه ربيع الاخر