پنجاه و دو بشعله آتشيكه خود افروخته بود سوخت امّا قلعه بدست افتاد و پنجسال و دو ماه و سيزده روز زياد حكومت هندوستان كرد و بعد از او جلال خان پسر خرد او هشتم روز جانشين او شد و اسلام خان نام خود نهاد و اسم شاهى را بر خود بست و روزى چند جلوه كرده به خاك ادبار برابر شد - الحكايه .
و در تاريخ مذكور مذكور است : همايون بگرمسير رسيد كه از متعلّقات قندهار است و فتح آنجا نموده و بعد از پنج روز از اين فتح در روز شنبه هفتم محرم نهصد پنجاه و دو بساعت مسعود بحوالى حصار قندهار رسيد و بتاريخ روز پنجشنبه بيست و پنجم جمادى الاخره سال نهصد و پنجاه و دو فتح قندهار كرد و ميرزا عسكرى را شمشير در گردن پيش همايون آوردند و قندهار را به محمّد مراد ميرزا دادند و رو بكابل نهادند و بعد از چند گاه باز قندهار را از دست بداغخان گرفتند و مردم همايون متصرف شدند و قندهار را به بيرامخان سپردند و بداغخان را رخصت دادند و بشاه طهماسب نوشتند كه بداغخان بىادبى نمود و ما قلعه قندهار را كه بشما داده بوديم از او گرفته به بيرامخان سپرديم تعلّق بشاه دارد و بكابل آمده در شب سيزدهم آذر ماه جلالى موافق شب چهارشنبه دوازدهم شهر رمضان نهصد و پنجاه و دو فتح كابل نمود تاريخ اين فتح كابل را گرفت و اكبر را كه در آنوقت دو سال و دو ماه و هشت روز داشت پيش همايون آوردند و در اين سال اكبر را بمكتب دادند كه چهار سال و چهار ماه و چهار روز داشت - تاريخ اكبرى .
بتاريخ يازدهم شهر ربيع الاول نهصد و پنجاه و دو شيرخان پنجسال و دو ماه و سيزده روز حكومت هندوستان كرد و مرد و پسرش سليم خان بعد از هشت روز بجاى پدر نشست هشت سال و دو ماه و هشت روز تكاپوى رياست مىنمود و بتاريخ بيست و دوم ذيقعده نهصد و شصت بسبب قرحهء كه در يكى از اعضاى سفلى او بود مرد و فيروز خان نامى پسر او كه خردسال بود جانشين او شد - تاريخ اكبرى .
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص٤٧١