الدّاعى إلى الحق حسن بن زيد العلوى در سنهء خمسين و مائتين در طبرستان خروج كرد ، و جيل با وى يكى شدند و تا كنار سفيد رود گرفتند ، و تا سنهء احدى و سبعين و مائتين حكومت طبرستان در دست داعى بود ، و بعد از مستعين معتزّ باللّه أبو عبد اللّه زبير بن مستعين خليفه شد - لب ، و در دويست و پنجاه و پنج مرد - لب . خلافة المعتز بعد قتل المستعين و شيوع الفتنة و بلاء القحط و الغلاء في بغداد و تغلب عيسى عامل رملة في الشام - رومي .
سال دويست و پنجاه و سوم :
فوت سريّ سقطى در دويست و پنجاه و سه - مجالس المؤمنين ، سري سقطى استاد جنيد و از طبقهء اولى است ، و شاگرد معروف كرخى است در دويست و پنجاه و سه مرد - نفحات ، و أبو جعفر سماك از مشايخ سري سقطى است - نفحات . معتزّ باللّه موسى ابن بغا را در سنهء ثلاث و خمسين و مائتين بجنگ داعى علوي فرستاد و رى و قزوين و ابهر و زنجان را از تصرّف او بيرون آوردند ، داعي منهزم شد بطبرستان قناعت نمود و در سنهء احدى و سبعين و برواية سبعين و مائتين وفات كرد ، و بعد از او برادرش محمّد بن زيد تا سنهء سبع و ثمانين و مائتين حاكم طبرستان بود ، و بعد از آن بر دست محمّد بن هارون سرخسى صاحب أمير إسماعيل سامانى كشته شد - لب . مبدء دولت صفاريان و ايشان سه نفر بودند ، مدّت حكومت چهار سال ، در دويست و پنجاه و سه بر خراسان استيلا يافت ، يعقوب پسر ليث ، و يعقوب أوّل حاكمى بود از صفّاريان ، و يعقوب در دويست و شصت و پنج مرد - لب . در دويست و پنجاه و سه محمّد بن طاهر بن عبد اللّه مرد و در اين وقت يعقوب بن ليث بعد از ضبط سيستان بعضى از ولايت خراسان را مالك شد ، و بعد از اندك مدّتى لشكر بهراة كشيد ، و عامل محمّد بن طاهر را از آنجا بيرون كرد - روضة الصفا . زبير بن بكّار صاحب كتاب موفقيّات زبيرى ، دخل بغداد عدّة دفعات آخرها سنة ثلاث و خمسين و مائتين - كشف الغمّة . موت زبير در دويست و هفتاد و هشت است ، هزيمت كفّار اسپانيا فرنگ من محمّد بن عبدالرحمن الاموى في حرب وادى سليط ، و هلاك ثلاثمائة الف من الكفار ، و استيلاء يعقوب الصفّاري