قهستان بود در سال دويست و چهل و شش بفرمان داعى كبير حسن بن زيد حسني كه پادشاه آن ولايت بود بنا شده بود - لبّ فوت دورى أبو عمرو حفص يكى از دو راوى بواسطه أبو عمرو قاري در دويست و چهل و شش - شرح شاطبي . فوت شيخ أحمد أبو الحوارى من كبار المشايخ .
سال دويست و چهل و هفتم :
متوكّل عباسى « 1 » خليفهء دهم در دويست و چهل و هفت مرد ، با اهل بيت عداوت داشت ، و مردم را از زيارت حضرت امام حسين عليه السّلام منع كردى ، و آب در صحراى كربلا انداخت تا موضع حاير ، يازده سال حكومت كرد ، و در دويست و چهل و هفت بر دست غلامان كشته شد باغواى پسرش منتصر ، بعد از متوكّل دولت عبّاسيان ضعيف شد و قريب بنود سال عزل و نصب ايشان در دست غلامان بود - لبّ ، و بعد از متوكّل مستنصر خليفه شد ، و در دويست و چهل و هشت مرد ؛ إبراهيم بن عيسى اصفهانى با معروف كرخي صحبت داشته ، در دويست و چهل و هفت مرد در اصفهان - نفحات ملّا جامي .
فوت أبو عثمان بكر المازني .
سال دويست و چهل و هشتم :
أحمد بن صالح بن طبري معاصر أحمد بن حنبل مات رمح ، ولد في مائة و سبعين - جامع . محمّد بن يزيد بن محمّد بن كثير بن رفاعة بن سماعة الرفاعي الكوفي و هو أبو هشام ولّى القضاء ببغداد ، روى عن حفص بن غياث و عبد اللّه بن إدريس و أبي بكر ابن عيّاش ، روى عنه البخاري و مسلم و غيرهما ، مات رمح - جامع .
مسنتصر عباسى در دويست و چهل و هشت مرد ، جعفر بن محمّد بن متوكّل بعد از پدر پادشاه شد ، شش ماه حكم كرد ، و در منتصف ربيع الاخر سنة ثمان و أربعين و مائتين به مرض سرسام مرد ، و او خليفه يازدهم بود ، و خليفه دوازدهم المستعين باللّه أحمد بن محمّد عم زاده پادشاه شد ، و در دويست و پنجاه و دو مرد ، طاهر بن عبد اللّه بن طاهر
هامش
( 1 ) جعفر بن معتصم بجاى برادر نشست - لب .