در او چيست از كفّارة ، پس حضرت فرمود كه تو [ خود را پيشوا ميدانى ] و حال آنكه نميدانى كه آهو رباعيه نميدارد ، و او ثنى است هميشه يعنى دندان او هميشه دواست - خل .
سليمان اعمش مشهور در صد و چهل و هشت مرد ، ابن أبي ليلى قاضى در صد و چهل و هشت مرد ، فوت أبو عمر وقاري صد و چهل و هشت بنا بر قولى و بر قول تيسير و اكثر برآنند كه در صد و پنجاه و چهار مرد - شرح شاطبي ، و معاصر آن حضرت از صوفيه : سفيان ثوري و عباد بن كثير بصري بودند ، و معارضهء سفيان ثوري با حضرت در كليني « 1 » مذكور است ، و عباد بصري صوفي نيز حضرت با او سخن عتاب آميزى فرمود در سورهء احزاب در آيهء
« قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً »
.
سال صد و چهل و نهم :
ولادت هارون الرشيد در صد و چهل و نه ، و موتش در صد و نود و سه ، عبد اللّه بن عليّ مدّت مديدى در أيام منصور محبوس بود نه سال يا غير اين ، و در سال صد و چهل و نه او را تحويل نمود از نزد خود بعيسى بن موسى ، و امر فرمود بكشتن او كه كسى مطّلع نشود ، و عيسى فرستاد پيش ابن أبى ليلى ، و ابن شبرمة ، ابن أبي ليلى گفت : بكن آنچه گفته است ، ابن شبرمه گفت : قد تركك في أوسع ما بين السّماء و الأرض و او را نكشت ، و آخر منصور غوغائى داشت با عيسى كه عمّ مرا كشته ، و بعد از قال و قيل گفت : نكشتهام ، گفت : بسپار او را بأبي الأزهر مهلب بن عيسى ، و پيش او محبوس بود تا فرمود كشتند با كنيزش ، و در باب أبي سويد مدفون شد بباب الشام در جانب غربى - مروج
در صد و بيست و نه أحوال شقيق بلخى را نوشتهايم كه بمكّه رفت و حضرت امام موسى عليه السّلام در آن سفر تشريف داشتند ، رجوع كن به آن سال .
سال صد و پنجاهم :
أبو حنيفه كوفي در صد و پنجاه مرد ، ولادتش در هشتاد - در ايهء أهل سنّة ، أبو حنيفه هفتاد ساله بود - مروج . در اين سال محمّد بن إسحاق بن يسار مرد ، و در پنجاه و يك
هامش
( 1 ) ر ك ، الكافى ج 5 ص 65 كتاب المعيشة .