مدارى در سال نو نخواهند داد ، همه كس هم در كار خود حيرانند .
ديگر آنكه از قرار نوشتجات طهران بنادر و گمركهاى فارس را به قوام الملك مىخواهند بدهند ولى هنوز عمل او نگذشته است .
ديگر آنكه چند روز است هوا صاف و آفتاب است قدرى هم هوا معتدل شده از آن شدت سردى سرما افتاده است ، ولى بواسطهء بارندگى زياد خندقهاى دور شهر بالا آمده ، خلق بواسطهء چند سال قبل كه طغيان آب بود و زير زمينها آب بالا داد مشوش هستند .
ديگر آنكه صبح روز سيم ماه رمضان خبر استقلال حكومت جناب نظام السلطنه رسيد خيلى خوشوقت بودند ، شب هنگام دو ساعت از شب گذشته خبر عزل ايشان رسيد ، فورا سهام الملك كوهى برادر رضا خان را مرخص كرد ، او هم فرار كرد كه برود بيرونها را اغتشاش كند . جناب نظام السلطنه در تدارك رفتن هستند ، قرار است روز عيد نقل مكان در باغات بيرون شهر نمايند ، سعد الملك هم از طرف بغداد و كرمانشاهان به طهران خواهد رفت . اجزاى قوام الملك هركدام براى خود حاكمى شدهاند دستاندازى مىنمايند . حضرت اشرف صدر اعظم سهام الملك را معجلا بچاپارى خواستهاند . جناب نظام السلطنه قريب هفتاد هزار تومان از خبازان و ضباط طلبكار هستند ولى معطل اين حساب نخواهند شد ، همين قدر كه قاطر و شتر به جهت حركت ايشان حاضر و آماده شود فورا حركت خواهند كرد ، تا ده روز بعد از عيد طول خواهد كشيد .
ساعد السلطنه نايب الحكومه است تا عين الملك كه قرار است بيايد وارد شود . قوام الملك هم به حاجى ميرزا عبد الله خان كارگزار تلگراف كرده بنادر را سپردهء مشار اليه كرده است تا آمدن خودش ، و نيز ميرزا آقا ميرزاى خود را كه جناب نظام السلطنه او را اخراج بلد كرده بودند و در كازرون حبس نظر بود تلگرافا حكم داده برود به جهت ضبط گمرك بوشهر و بنادر ، ولى اهل شهر بواسطهء آمدن قوام الملك خوف دارند .
ديگر آنكه جناب نظام السلطنه اجناس خود را هرچه داشت فروخت ، هرچه نواب و الا ركن الدوله تلگراف به بستگان خود كردند كه اجناس انبار ايشان را بخرند به آنها نفروختند . بنقد جميع كارها مغشوش و معوق است . ساعد السلطنه پانصد خروار گندم از جناب نظام السلطنه خريد كه به خبازان بدهد تا آمدن عين الملك .
ديگر آنكه نواب و الا ركن الدوله سى و پنج هزار تومان مساعده از مردم خواسته ده هزار تومان از مؤديان موضوعه و ده هزار تومان از ايلخانى قشقايى و پانزده هزار تومان از نصير الملك ، هيچكدام نخواهند داد .
ديگر آنكه همان وقتى كه خبر عزل جناب نظام السلطنه رسيد يك نفر از الواط در شاهچراغ سه نفر را زخم منكر زده و فرار كرده است . آن سه نفر زخمى به حالت خراب افتادهاند كه خطر كلى دارد .
ديگر آنكه اتباع قوام الملك شب و روز پيش حاجى سيد على اكبر آمد و رفت مىكنند كه ميانهء او را با قوام الملك اصلاح نمايند . از قرار مذكور قدرى رام شده و احتمال دارد كه با پول و تعارف صلح كند .
مورخهء روز شنبه نهم ماه رمضان المبارك سنه 1311 مطابق هفدهم ماه مارچ مسيحى سنه 1894 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 449
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٤٩