برده بودند مدت يازده سال به غير ازين چهل كس ، در بلدهء هرات كسى ديگر نبود و ايشان اگرچه از [ كشتن ] « 1 » امان يافتند اما نان نيافتند .
غرض از ايراد اين تمهيدات آنست كه خلق تغيير اوضاع و اطوار نمىكنند و از جادهء شرع و ادب تجاوز نمىنمايند و از حد در نمىگذرند ، ظالمى بر ايشان مستولى نمىگردد كه بدست تسلط و تغلب بساط امنيت و راحت از ساحت احوال ايشان در نوردد و با وجود قتل و غارت جماعتى كه مانده باشند مدتها به ظلم و تعدى او گرفتار قيد جفا و جور برسم بندگان ذليل و خوار باشند .
فقرهء اخير « 2 » ازين نظير صورت حال و كيفيت آمال اهالى خراسانست ، سيّما مقيمان و متوطنان خطهء مشهد مقدس كه چون رعايت مرتبهء شرم و حيا نكردند و شيوهء شرع و ادب منظور نداشته در جوار مزار فردوس آثار ثامن ائمهء اطهار عليهم صلوات اللّه الملك الجبار ، اعمال قبيحه و افعال شنيعه از ايشان صادر گشته پردهء غفلت ديده بصيرت ايشان را پوشيده ، معهذا چنان غافل و مغرور و از طريق تقوى و پرهيز بمرتبهاى دور بودند كه تصور ندامت و پشيمانى و تكلم به كلمهء انابت و خدا خوانى در خاطر خود از غايت جهل و نادانى راه نمىدادند و از غايت شقاوت و غفلت گوش به فحواى امر
« وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ »
« 3 » نمىگشادند . لا جرم دست غيرت الهى از آستين تأديب و تنبيه بيرون آمده عبد اللّه خان اوزبك را كه از احفاد سلاطين چنگيزى بود ، عنان اختيارش « 4 » گرفته از ماوراء النهر بالشكرى شياطين قهر كه از صد هزار متجاوز بود به خراسان آورد و بلدهء هرات را گرفته كرد آنچه كرد و سال ديگر پسرش عبد المؤمن خان كه بسلطان زاده اشتهار داشت ، لشكر به مشهد مقدس معلى آورده آن بلده را قهرا قسرا به تصرف درآورد و اهالى شهر ،
هامش
( 1 ) - م : اگرچه شدن .
( 2 ) - م : فقراء احيز .
( 3 ) - م : سورهء 39 آيهء 54 . م :
( و اسلموا من قبل )
( 4 ) - م : بود اختيارش .