اينطور مجمعى چشم و گوش شخص آفرينش نديده و نشنيده و پادشاهان لايق « 1 » با وجود وسعت مملكت و بخت موافق و كثرت اسباب عيش و عشرت ، هرگز پيك خيال ايشان بسرحد ادراك اين صنايع و بدايع نرسيده .
از مشرفان و سركاران اين جشن غرائب آثار استماع رفت كه مبلغ چهارصد تومان « 2 » صرف اين چهار قلعه و اسباب آتشبازى شد و اخراجات چراغان و اسباب و مصالح آن و ساختن آن عجائب و غرائب كه در آن ميدان ، به عرضهء ظهور آورده بودند با اجرت « 3 » استادان و رعايت مهندسان و مخترعان دو هزار و سيصد تومان بقلم آمده و خرج پانزده هزار پياده كه هر نفر را سواى « 4 » يراق و لباس يك تومان نقد خرجى داده بودند كه اين هم قريب به بيست هزار تومان مىشود .
نظم
زهى همت عالى خسروى * كه مهر از ضميرش بود پرتوى
تمام جهانگر بدست آيدش * جهانى دگر بيش از آن بايدش
كه آن را همه صرف صحبت كند * به خوبان گلچهره عشرت كند
اگر كوهها سربسر زر بود * و گر بحرها پر ز گوهر بود
تمامى به صرف چراغان كند * چراغان پى عيش خوبان كند
الا تا نهد زهره بزم نشاط * بر اين بزم ديرين زرين بساط
جهان باد بزم نشاطش مدام * شفق تا بود باده ، خورشيد و جام « 5 » [ 316 ]
آغاز داستان فتح خراسان
بنا بر قضيهء شرطيه كه آيت وافى هدايت
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا
هامش
( 1 ) - م : پادشاهان سابق
( 2 ) - م : صد تومان
( 3 ) - م : تا اجرت
( 4 ) - د : سوى
( 5 ) - ( خورشيد جام ) ظاهرا صحيح به نظر ميرسد