نموده رايت مراجعت بصوب مستقر سلطنت برافراشت .
ذكر آمدن عبد المؤمن خان بمملكت خراسان و وقوع مقابله ميانه او و درويش محمد خان
در آنزمان كه عبد اللّه خان از آب جيحون عبور نمود و رايت عزم بجانب خوارزم برافراشت ، عبد المؤمن خان ولدش را به خراسان فرستاد و او ، در اول تابستان سنهء احدى و الف ، به مشهد مقدس آمد و بعد از چند روز ايلچى با پروانچهاى به اسم درويش محمد خان ولد ارس خان روملو كه حاكم نيشابور بود ارسال داشت و عنوان پروانچه و عبارتش اينست كه مرقوم ميگردد :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ »
« 1 » ابو الغازى عبد المؤمن بهادر خان . زبدة الاماثل و الاقران ، درويش محمد بيك روملو بداند كه اگر به رسيدن نشان عالى مصحوب نورم بهادر تواچى برآمده آمده ، بكورنيش همايون مشرف شود ، از جرايم او گذشته در سلك ملازمان حضرت جاى خواهد شد و آنچه « 2 » مدعاى او باشد ، ارزانى خواهيم فرمود و اگر بر آمده رود ، آن را « 3 » نيز رخصت كرديم كه بهرجا خاطرش خواهد مع جماعتش ، به صحت و سلامت مرفه باشد و آنچه درين باب جواب داشته باشد ، از مشار اليه عرضه داشت نمايد . تحرير فى هفتم شهر رمضان سنه احدى و الف .
و درويش محمد خان بعد از اطلاع بر مضمون آن نوشته ، ايلچى را عذر خواهى نموده با جواب دور از صواب و نقيض داعيهء آن جناب باز پس فرستاد و عبد المؤمن خان اول مرتبه بعضى از اوزبكان بهادر ، بل سپاهى صاحب تهور به بلدهء نيشابور ارسال داشت و درويش محمد خان از روى قدرت تمام ، در استحكام برج و باره كوشيده هر طرف را به جمعى از پيادههاى عراق و دليران با يراق سپرده لواى
هامش
( 1 ) - سورهء 16 آيهء 90
( 2 ) - م : خواهد و آنچه
( 3 ) - م : او را