بدرگاه سلاطين پناه ارسال داشت . مضمون عريضه آنكه غالبا ضمير مرآت تصوير فروزندهء تاج و سرير ، از اين [ معنى ] صورت « 1 » پذير خواهد بود كه جنود اين حدود و لشكر اين كشور را تاب مجادله با گروه شياطين رنگ اوزبك نيست و قوّت و جرأت و قتال با اين طايفهء عفريت خصال از حوصلهء مردم اين محال بيرونست .
اگر پرتو انوار التفات پادشاه سكندر جاه ، شامل حال گشته ، فوجى از دليران مردافكن و مبارزان رزم ديدهء صف شكن به امداد و معاونت اينجانب لواى توجّه برافرازند ، يحتمل كه باستظهار آن جماعت و استعطاف نواب سكندر اتّصاف سدّ فساد اين گروه يأجوج شكوه خلل پذير گشته شواهد فتح و ظفر نقاب حجاب از رخ براندازند .
گر اقبال شاه سكندر صفات * بملك افكند سايهء التفات
اشارت كند تا سپاه عراق * به امداد مخلص كند اتفّاق
گروهى كه بر رزم دارند عزم * فرستد به خوارزم بر عزم رزم
كه شايد بتأييد اقبال شاه * سرآئيم ازين فرقهء كينه خواه
و گرنه ازين قوم يأجوج كيش * چگونه توان خواستن كين خويش
و چون مضمون عريضه معلوم شهريار قضا اقتدار گرديد ، فرمان قضا جريان شرف صدور يافت كه بعضى از امراى شجاعت دستگاه ، با پنجهزار نفر از غازيان صف شكن ظفر پناه ، بمعاونت و مظاهرت والى خوارزم در سايهء علم فيروزى شيم محمد قلى بيگ ولدش ، رايت توجه برافرازند و بنا بر حدوث واقعهء گيلان و وقوع حادثهء [ 274 ] لرستان ، شاهد اين مطلوب در حجاب تعويق و نقاب تأخير ماند .
امّا عبد اللّه خان ، بعد از وصول ايلچى خوارزم و شنيدن آن سخنان ، توجّه عزم جزم نموده چون دانست كه از لشكر فيروزى اثر عراق مددى باهالى خوارزم
هامش
( 1 ) - م : ازين صورت