فراوان كه در آن سفر لازم الخطر ازو بظهور رسيده بود ، شفقت شاهانه شامل حال خير مآلش گشته سرانجام مهامش ، به اين مقام كشيد « و اللّه لا معقب لحكمه و هو العزيز الحميد » « 1 » .
ذكر مخالفت بعضى از امراى كرام و بيان مقهور شدن ايشان به تيغ قهر پادشاه بهرام انتقام
قال اللّه تبارك و تعالى [ انى انا اللّه مالك الملوك و قلوب الملوك بيدى فمن اطاعنى جعلهم عليهم رحمة و نعمة و من عصانى جعلهم عليهم « 2 » سخطة و نقمة و لا تسبّوا سبّ الملوك و توبوا الىّ اعطف عليكم قلوبهم ] « 3 » .
مضمون اين حديث قدسى منزلت و مكنون اين كلام الهى مرتبت اينست كه حضرت خداوند جلّ جلاله و عظم سلطانه ميفرمايد كه منم آفريدگار عالم و عالميان و مالك ملك جهان و دلهاى پادشاهان در دست قدرت منست پس ، از عامهء رعايا و كافهء برايا ، آنهائى كه اطاعت كنند مرا ، و رقبهء عبوديت بطوق فرمانبرى درآورده در طريق بندگى و طاعت راسخ دم و ثابت قدم باشند ، بگردانم دلهاى پادشاهان را بر ايشان رحيم و مهربان و نعمت امنيت و سلامت برايشان افاضه كنم و آنان كه روى به وادى عصيان نهاده ، در اوامر و نواهى من طريق سركشى و نافرمانى پيش گيرند و از سلوك سبيل اطاعت اعتساف جسته شيطان صفت شيوه استكبار و اغترار اختيار كنند ، ملوك را برايشان مسلط گردانم و نعمت را بمحنت ، و راحت را بشدّت مبدل سازم و به تيغ قهر و غلبهء سلاطين جبّار و حكام ستمكار ، بنياد وجود هستى ايشان را براندازم ، كما رأينا فى هذ العهد و سمعنا من اعصار الماضيه و همچنين خداوند عز شأنه ميفرمايد كه سب « 4 » مكنيد ملوك را يعنى سخنهاى نالايق و ناپسند مگوئيد و جانب ادب رعايت كنيد [ 214 ] . چه اگر آن جماعت بر دين تو نبودند ، اما بصفت عدالت و
هامش
( 1 ) - كذا ، اقتباس از : آيهء 41 سورهء 13
( 2 ) - م : عليه .
( 3 ) - كذا فى المتن . عبارت خبر مغشوش به نظر مىرسد
( 4 ) - م : سبب .