تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
اصفهان شوند و نوّاب جهانبانى در غايت عظمت و كامرانى ، بعد از وصول بحوالى آن شهر فردوس بهر ، سيادت و نقابت پناه ، شاه خليل اللّه كه ولد ارشد معارف پناه حقايق آگاه مرتضى ممالك ايران ، امير غياث الدين محمد مير ميران بود ، شهر و بازار و تمامى گذرهاى آن ديار را آذين بسته با اكابر و اهالى بلوازم استقبال قيام نمودند . و پادشاه فريدون دستگاه ، در منازل مقصد عارفان آگاه ، شاه نعمت اللّه رابع كه قائم مقام نعمت اللّه ثالث و وارث حقيقى شاه ولى بود ، نزول اجلال فرمود و اسباب عيش و نشاط و موجبات فرح و انبساط آماده ساخته مجلسهاى بهشت [ 201 ] آيين و محفلهاى ارم تزيين ترتيب داده با مهوشان خورشيد لقا ، و نوشين لبان ناهيد سيما ، اوقات عشرت سمات مصروف داشت و ببانگ عود و چنگ و نغمه‌هاى بلند آهنگ ، لواى كامرانى بر فراز هفت اورنگ برافراشت و اكثر اوقات خجسته ساعات [ در ] « 1 » متنزهات آن بلدهء جنت صفات ، بسيرهاى مرغوب و صحبتهاى مطلوب پرداخته خلاصهء روزگار فرح آباد شادمانى و عشرت و كامرانى و دولت بگذرانيد و نقش هر آرزو و كام كه بر لوح تمنا ارتسام يافت و صورت هر مطلوب و مقصود كه در آيينهء خيال جلوه نمود و بر وجهى كه مرضى و مستحسن طبع شاهانه و موافق مذاق « 2 » خسروانه‌اش بود ، از مكمن قوّت بحيّز فعل رسانيد . شعر
هر آن آرزو كش گذشتى به دل * نبود از دل خويشتن منفعل
چو آراى بزمى دلش خواستى * به صد زيور آن را برآراستى
چو بزمى نهادى پى عيش اساس * لوازم گذشتى ز حدّ قياس
ز هرگونه نعمت كه در عالمست * كه مثلش بدانسان بعالم كمست
هامش
( 1 ) - هر دو نسخه ( و ) متنزهات . ( 2 ) - م : مزاج .
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 366 | احسان اشراقى / محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى