در دفع آن تكسّر يد بيضا مينمودند و دعاى درويشان و گوشهنشينان كه شبها بدعا و نياز مشغول مىبودند هم علاوهء آن معالجات شده نتيجهاش در اسرع زمان و اقرب اوان بظهور پيوست . و نياز نيم شبى و دعاهاى سحرى كه كافهء رعايا و لشكرى ، از روى صدق و اخلاص ، بدان اشتغال داشتند ، اثرها داده آن ماده بعد از يك ماه ، بالكلّيه « 1 » مرتفع گشت و بشكرانهء اين عطيهء الهى ، جميع خلايق ، با سرها نذورات و تصدّقات به ارباب استحقاق رسانيدند و شمعها و چراغها بمزارات متبرّكات مشايخ عظام و اولياى كرام برده از خدمه و سكّان استدعاى دعا و فاتحهء فايحه نمودند و از خزانهء عامره و سركار اركان دولت قاهره تا موازى يكهزار و پانصد تومان بمستحقّان ، از سادات و علما و يتامى و فقرا تصدق « 2 » نمودند .
نظم
بعالم شهانند ظل إله * كه دارند خلق جهان در پناه
گر اين سايه از فرق عالم رود * جهانرا همه كار در هم رود
وجود شهان در تمام جهان * بود باعث انتظام جهان
بفرق جهان ظل شه كم مباد * كه بىسايهء شاه ، عالم مباد
ذكر نهضت همايون بصوب دار العباد يزد و آن حدود و مراجعت نمودن بدار السلطنهء اصفهان ، در ضمان لطف خلاق ودود
چون بتأييد ايزد بيچون ، ذات همايون پادشاه ربع مسكون از آن عارضه بمعالجه و مداواى حكماى ذو فنون و آثار افسون و دعاى درويشان محزون ، شفاى عاجل و صحت كامل يافت ، با كمال عظمت و كامرانى ، از دار الملك سليمانى عنان انصراف بجانب دار العباد يزد و آنحدود تافت و حكم جهان مطاع نافذ كه اردوى معلى ، در عهدهء ضبط و اهتمام نواب اعتماد الدولة العليه ، ميرزا لطفى متوجه
هامش
( 1 ) - د : باكليه .
( 2 ) - م : تصديق .