تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
سازد و باعتضاد بخت همايون و اعتماد قوّت دولت افزون ، در فضاى فردوس نماى ربع مسكون لواى آسمان ساى السلطان العادل ظل اللّه برافرازد و چون بحسب اتفاقات حسنه كلمهء شريفه « ظل اللّه » كه معبّبر از سايهء خداست ، مادهء تاريخ جلوس اين پادشاه سليمان ناموس واقع شده ، كنايه از آنست كه همچنانكه سايهء رحمت الهى حميع ما سوى اللّه را شاملست ، برين قياس كافهء عالميان و عامهء آدميان را در ظلال چتر معدلت و اقبال پادشاهى كمال امنيت و فراغت حاصلست . لاجرم ، در ايام عدالت فرجام سلطنت و جهانبانى و اوقات نصفت سمات حكومت و كامرانى اين مهر سپهر صاحبقرانى باز با تيهو قرين ، و يوز با آهو همنشين است . كبوتر در زير بال شاهين آشيان نهاده جناح مرحمت برو مىگسترد و بره را گرگ ، در حمايت خود آورده و شير از پستان خود داده دايه‌وار در كنارش مىپرورد . شعر
ز آثار عدلش كه خورشيد سان * بود پرتوش شامل انس و جان
زند قهقهه كبك بر شاهباز * برد باز اندر مقابل نياز
و گر باشه [ يى ] صيد سازى كند * چو اطفال گنجشك بازى كند
بدوران او عدل نوشيروان * بود مثل بازيچهء كودكان
جدا گرفتد بره‌اى از رمه * حراست نمايد سباعش همه
كه گرگى نبيند بسويش دلير * چو مادر كند شيرش از شبر سير
و به اشارت با بشارت « الملك قايم بالعدل و السياسة » در تأسيس قواعد سلطنت و جهاندارى و تقويم قوايم تخت ابهت و شهريارى كه عبارتست از ساز قانون سياست و كنايت است از اتصاف بصفت لوازم حدس و فراست ، تا به حدى بجد دارد كه نخل و جو و سلاطين متكبّر از بيم بأس و سطوتش چون برگ بيد و عرعر از هبوب باد صرصر لرزانست و متاع هستى خواقين متجبّر از سهم قهر و سخطش مانند خاك و