ورود اين شهريار كامكار [ كه ] « 1 » ما صدق شريفهء ظل اللّه على العالمين . مؤيد اين حال و مؤكد اين مقال صورت احوال خجسته آمال و بيان كيفيت حال فرخنده مآل پادشاه جم جاه سكندر اساس شاه عباس است كه بمحض عنايت و تأييدات ربانى و عين عاطفت و توفيقات سبحانى ، بر سرير عرش نظير خلافت و جهانبانى متمكن گرديد و با وجود قلت لشكر و سپاه و عدم معاونت و مظاهرت امراى ظفر پناه ، بساط شوكت و حشمت متكبرّان نمرود صفت و طريق سطوت و جلالت متجبران فرعون منزلت را بدست اجبار و قدم استكبار در نورديد و وقوع اين قضيهء حميده و شيوع اين عطيّهء پسنديده باعث رسوم شكر و سپاس و موجب لزوم حمد و ستايش بىقياس گشته كافهء انام ، على الدوام اين شيوهء مستحسنه را التزام نموده طوطى لسان را به نكته پردازى و بلبل زبانرا بنغمه سازى مترنم و متكلم ساخته و ليلا و نهارا و سرّا و جهارا ، سالك سبيل خضوع و خشوع گرديده رايت بندگى و عبوديت بدست طاعت و عبادت افراختهاند .
شعر
خردمند آن به كه گويد سپاس * سپاسى به آداب يزدان شناس
نورزد بجز شيوهء بندگى * نداند بجز عجز و افكندگى
نهد رو بدرگاه آن پادشاه * كه جويند ازو پادشاهان پناه
جهان تا بود پادشاهى ازوست * همه ملك مه تا بماهى ازوست
شهان را ازو سرفرازى بود * ازو نعمت و بىنيازى بود
كسان را عزيزى و خوارى ازوست * گرفتارى و رستگارى ازوست
ازو ميرسد روزى مور و مار * به او ميكشد نسبت نور و نار
جهان را ز جزوى و كلى زمام * بود در كف اختيارش تمام
كسى را كه خواهد جهان پادشاه * نه محتاج لشكر بود نه سپاه
هامش
( 1 ) - هر دو نسخه : اگر .