احتشام ، در آن مقام فرح انجام به ترتيب لوازم جشن و سور « 1 » و موجبات مجلس عيش و سرور اشارت فرموده استادگان پايهء سرير سلطنت و خدمتكاران محفل فردوس زينت اسباب كامرانى و عشرت و اثاث شادمانى و صحبت آماده و مهيّا گردانيده آن منزل را غيرت فزاى خلد برين و رشك نگارستان چين ساختند .
نظم
شد آراسته مجلسى چون بهشت * كه باغ ارم پيش او بود زشت
ز استبرق افكنده در وى بساط * درو حور و غلمان برقص و نشاط
نواى نى و نغمهء چنگ و عود * رسانيده بر چرخ ، مطرب سرود
لبالب زمى ، ساغر سيم و زر * در آن بزم ، گردان چو شمس و قمر
بسى خوان پر از نقل و قند و نبات * فشانده در آن بزم چون ثابتات
نبد نقل بر روى دستار خوان * ستاره نمايان شد از كهكشان
ز انواع نعمت در آن بزمگاه * كه بود آرزومند را طبع خواه
همه حاضر آورده خدمتگران * كشيدند بزمى كران تا كران
شاهزادهء عالى منزلت در آن منزل جنت زينت چند روز بمساعدت بخت فيروز بمراسم عشرت و حضور و لوازم بهجت و سرور پرداخته كام دل از آن نازنينان حاصل نمود .
بعد از استيفاى حّظ كامل و استقصاى فراغت شامل ، بانتهاض موكب همايون اشارت فرمود و ايلچيان ملوك گرجستان را مشمول عواطف خسروانه و عوارض ملكانه گردانيده رخصت معاودت ارزانى داشت ؛ و نظر اهتمام بر نظام و نسق و رواج و رونق مهمّات آن ولايات گماشت و بعضى از امراى عاليمقدار و غازيان جلادت - كردار ، كه در عرصهء كارزار آثار اقتدار بظهور رسانيده بودند و شرايط شجاعت و
هامش
( 1 ) - م : ثور .