تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
مىآرايد ، به اين كثرت و آراستگى سپاهى نديده و تا كيوان پير كوتوال قلعهء سپهر مستدير است ، به اين صفت لشكرى نشنيده « 1 » . نظم
سپاهى ز كثرت فزون از شمار * چو ريگ بيابان برون ز انحصار
گذشته حدودش ز خط افق * صعود غبارش ز نيلى تتق
سپاهى گرانتر ز البرز كوه * همه تند و سركش چو كوه از شكوه
ز جنبيدن آن سپاه قوى * شدى سطح كهسارها مستوى
چون خبر اين لشكر قيامت اثر به گوش هوش محمد گراى خان رسيد و صفت صدمت اين سپاه قضا صولت از منهيان شنيد ، تاب مقاومت و طاقت مقاتلت در حيّز قدرت و حوصلهء قوّت خود نديد ، لاجرم طريق هزيمت و فرار پيش نظر اعتبار آورد و دو سه روز ديگر زندگى غنيمت دانسته رخت حيات از آن ورطه بيرون برد ؛ اما از صعوبت طرق و مسالك و سميّت علفهاى هالك ، نقصان بسيار بدواب و چهار - پايان سپاه ظفر شمار « 2 » رسيد و بعد از وصول امراى نصرت عنان بحوالى گرجستان ، اسكندر والى آنجا قاصدان معتبر با تحفه‌هاى شايسته فرستاده اظهار اطاعت و انقياد كردند و امراء به قصد قلعهء تفليس از آنجا كوچ فرموده روى توجه به راه آوردند .

ذكر آمدن محمد گراى خان تاتار كرت ديگر و گرفتار گرديدن او بر دست غازيان فيروزى اثر

در آن اوان كه عادل گراى خان تاتار بدست عساكر ظفر شعار گرفتار گرديده ، در دار السلطنهء قزوين بقتل رسيد ، چون خبر كشتن او در ولايت روم انتشار يافت چهار برادر او كه هر كدام در بهادرى و دلاورى بىقرين بودند و در هنگام خصومت و كين چون كوه با تمكين مىنمودند ، سيّما محمد گراى خان كه در روز معركه و
هامش
( 1 ) - م - نديده . ( 2 ) - م : ظفر پناه .