گو جان و جهان مباش جانگير و جهان 43
محنت زده را ز هر طرف سنگ آيد 104 و 103
مرده از نيشتر كجا نالد ؟ ! 305
موم از سر نرميست چنان نقشپذير 86
ناكسان را بخاصه قانونيست 85
نه دست ستيز مانده نه پاى گريز 586 - 43
وان روز كه بگذشت كجا آيد باز ؟ ! 117
وان كار دولتست كنون تا كرا رسد 265 - 71
وان كاين همه غم درو بود يكدل نيست 4
هم كار ز دست رفته ، هم دست ز كار 52
يعنى كه بدزد مىسپارم كالا 78
يك روز كه خنديد كه سالى نگريست ؟ ! 196 - 40
نفثة المصدور ( فارسى ) — صفحة 639
مساهمون: شهاب الدین نور الدین محمد زیدری نسوی
ص٦٣٩