هتك حرمت نمودن ، و حيثيّت و شرف و عرض و آبروى كسى را پايمال كردن .
شبخيز - 52 / 14
بامداد پگاه ، هنگام سحر . و در اينجا ظاهرا « شبخيز » در معنى « شبگير » ( : راهى شدن پيش از سحر و بعد از نيمهشب . « برهان م » ) به كار رفته است .
فاوا بردن - 3 / 13
ظاهرا بمعنى بدور بردنست . ر ك : ص 132 س 4 - 6 .
فرو رفتن ، بميان انگشت - 81 / 11 ، 110 / 6
ص 505 بدنبال س 1 افزوده شود : كقابض على الماء ، أخذه الشّاعر ، فقال : و من يأمن الدّنيا . . . خانته فروج الأصابع . « العقد الفريد » ج 3 ص 109 و 177 ، أحكم بيت قيل فى تمثيل الدّنيا قول الشّاعر : و من يأمن الدّنيا يكن مثل قابض . . . « يادداشت استاد مينوى » .
كار از دست رفتن - 52 / 9 ، 60 / 5
ظاهرا كنايتست از : كار از حدّ قدرت و توانايى بيرون شدن و درگذشتن ، اختيار كار از دست رفتن .
كيمخت ماه - 89 / 11
كيمخت : پوست كفل و ساغرى اسپ و خر است كه بنوعى خاصّ دباغت كنند ، و كيمخت ماه كنايتست از : آسمان . از « برهان م » .