خاصّى كه آن سخن دارد ، و فرق ميان اين علم و علم معانى در آنست كه علم معانى عبارتست از اينكه متكلّم سخن خود را بر مقتضاى حال و مقام ، و سخن منقول از ديگرى را با خصوصيّاتى مناسب به حال خود تطبيق دهد ، و محاضرات عبارتست از : به كار بردن سخن بلغاست در اثناى سخن بطريقى كه در جايى مناسب بر سبيل حكايت ايراد گردد « 1 » . از « مفتاح السّعادة » ج 1 ص 182 و 183 .
و در همين بابست تأليف بسيار نفيس ابو القاسم حسين بن محمّد معروف به راغب اصفهانى ، بنام « محاضرات الأدباء و محاورات البلغاء » .
محامات - 45 / 3 ، 87 / 4
محاماة : كسى را نگاه داشتن . از « تاج المصادر » ، از كسى دفع كردن چيزى را و نگاه داشتن . « الصّراح من الصّحاح » ، حامى عليه : نگاه داشت كرد بر وى ، حمايت كرد بر وى . « مقدّمة الأدب » .
محتبس - 81 / 4
در اينجا عبارتست از : آنچه از إدرار ( رك : ص 357 و 358 ذيل « إدرار » ) كه در توقّف دارند و ضبط كنند و به ارباب آن باز ندهند .
از « نفائس الفنون » فنّ پانزدهم از مقالهء أولى ، در علم انشاء و استيفاء ، ص 88 .
هامش
( 1 ) - بطرس بستانى در « محيط المحيط » مادهء ( ح ض ر ) آورده است :
« المحاضرة هى ما بين القوم ان يجيب الواحد صاحبه بما يحضره من الجواب . . . و علان حسن - المحاضرة اى حسن المجالسة للناس » .