كمعيار - 49 / 8 ، 78 / 8
عيار : چاشنى زر و سيم . « غياث الّلغات » .
كم عيار : نقدى كه چاشنى زر يا سيم آن از حدّ مقرّر كمتر و غشّ آن از مقدار معمول و معهود بيشتر باشد ، ناسره و قلب .
و اين كنايتست از : هر چيز كمارزش و كم بها و نيز كسى كه مقابح و رذايل وى از محاسن و فضايلش بيشتر باشد ، و نيز آنكه لياقت و كاردانى و كار - گزارى و صلاحيت انجام دادن كارهاى گران و خطير در نهاد وى اندك بود .
انورى گويد :
دستِ جودِ آسمان از دستِ جودش مايه خواه * نقدِ جاهِ اختران بر سنگِ قدرش كم عِيار
« ديوان انورى » ج 1 ص 163 س 5
كنف - 8 / 6
پناه . « مقدّمة الأدب » .
كوپال - 20 / 3
و گوپال : عمود و گرز آهنين . « برهان م » .
كوچهء غلط دادن - 67 / 6
براى گمراه كردن كسى وى را نشانى نادرست دادن ، كسى را بگمراهى افگندن .