ك
كار آب - 41 / 2
كنايتست از : شراب خوارى . « بهار عجم » .
خاقانى گويد :
بكارِ آبى و دين با دل و تنتگويان * كه : « كارِ آبِ شما بُرد آبِ كارِ شما »
« ديوان خاقانى » ص 13 س 2 ، رك : « ديوان جمال الدّين عبد الرّزّاق » ص 163 س 1 .
كاربند شدن - 120 / 6
اطاعت و فرمانبردارى كردن . « برهان م » .
كار فرمودن - 119 / 11
در اينجا بمعنى به كار بستن و معمول داشتن و عمل كردن به كار رفته است .
كارنامه - 109 / 10
كتابى كه بشرح احوال و وقايع و حوادث مهمّ زندگانى كسى اختصاص داشته است ، مانند « كارنامهء اردشير بابكان » . رك : « كليله و دمنه » مصحّح استاد مينوى ، ص 10 س 2 .