موارد ، بپارهاى از معانى موهم اين كلمه ، و آوردن الفاظى چند مناسب با آن ، نظر بوده است ، كه از بيم تطويل از توضيح آن صرفنظر شد .
تيزتاز - 3 / 3
: تيز تازنده ( : اسم فاعل مرخّم ) : آنكه سريع و بشتاب بتازد .
تيقّظ - 13 / 14
در لغت ، بيدار شدن . « تاج المصادر » ، و نيز از « مقدّمة الأدب » ، و اينجا در معنى بيدارى و هوشيارى در كار به كار رفته است .
تيوس - 62 / 6
جمع تيس : گشن بز ، نهاز ، تكه . « مقدّمة الأدب » ، تكه و نراز آهو . « منتهى الأرب » .