« شرح قاموس » ، سخن باطل لهوآميز . « غياث اللّغات » .
تزجيه - 78 / 4
تزجية : روزگار گذاشتن . « تاج المصادر » ، زجّى الأيّام : بگذرانيد روزها را . « مقدّمة الأدب » .
تسالب - 54 / 7
اين لغت در فرهنگهاى تازيى كه نگارنده را بدان دسترس بود و نيز در « ذيل بر قواميس عرب » تأليف دزى به نظر نرسيد ، ظاهرا محتملست مؤلّف مادّهء ( س ل ب ) را ، كه بباب تفاعل نرفته ، براى مراعات سجعى متوازى با « تجاذب » ، بقياس ، بدين باب برده باشد . بر اين تقريب معنى مقتضى با وزن و قياس عبارتست از : از يكديگر ربودن .
تشبيب - 115 / 13
هر مقدّمه كه در آغاز أمثله و مناشير و ساير مكتوبات مترسّلان منساق بود بمقصودى ، آن را تشبيب سخن گويند . « المعجم فى معايير أشعار العجم » .
ص 305 .
تشديد - 104 / 8
سخت كردن . از « مقدّمة الأدب » ، گران كردن . خلاف « تخفيف » . « الصّراح - من الصّحاح » ، و در اينجا بمعنى سختى نمودن است . از « غياث اللّغات » .
تصاريف روزگار يا دهر - 7 / 2 ، 68 / 8 و 9 ، 122 / 2
تصاريف ، جمع تصريف است و آن در لغت بگردانيدن و بازگردانيدن بود . از « مقدّمة الأدب » .