و هنوز آثار خندقى ژرف ، كه از قرنهاى پيشين بگرد آن پى افگنده بوده اند ، برجاى است . قسمت آباد قريت كنونى در جانب شرقى شهر ( يا بقول مؤلّف شهرك ) قديم واقع شده است و آب آشاميدنى مردم آنجا از چشمههاى بسيارى كه در اطرافست و همهء آنها بسوى نوشار جاريست تأمين مىشود » .
( 438 ) - ص 102 س 6
فَأَصْبَحُوا لا يُرى . . .
الآية گشتند كه نديدندى مگر مسكنهاى ايشان .
( 439 ) - ص 103 س 2 و 3 سحرگه كافتاب . . . الخ اين دو بيت از حكيم نظامى گنجوى است . « خسرو شيرين » ص 44 ، و در « راحة الصّدور » ص 82 نيز آمده است .
( 440 ) - ص 103 س 5 پرگرى يا بارگيرى شهريست از ارمنستان ، واقع در منتهاى شمال شرقى درياچهء وان ، نزديك سرحدّ ايران و تركيّه ، و بخطّ مستقيم قريب بچهارده فرسخ در مغرب مايل بجنوب ماكو ، جمعيّت آن نزديك به سه هزار ، از ترك و كرد و ارامنه و غلبه با ارامنه است . رك ، مقدّمهء كتاب حاضر : « مقالهء تاريخى و انتقادى استاد علّامه مرحوم محمّد قزوينى در باب نفثة المصدور و مؤلّف آن » .
( 441 ) - ص 103 س 10 نكند باز . . . الخ اين بيت از مسعود سعد سلمان است ، و با تفاوتى اندك در ديوان وى ص 315 آمده است . رك : ص 103 ، حاشيهء شمارهء 6 ، و نيز با تفاوتى در « كليله و دمنه » ص 73 س 1 نيز بدان استشهاد رفته است « 1 » .
( 442 ) - ص 104 س 6
سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ . . .
الآية زودا كه ما عذاب كنيم ايشان را دوباره .
( 443 ) - ص 104 س 8 لا عافاهم اللّه خداى ايشان را عافيت مدهاد .
هامش
( 1 ) - اين بيت در « كليله و دمنه » ص 73 چنين آمده است :نكند باز عزم صلح ملخ * نكند شير قصد زخم شگال