( 432 ) - ص 101 س 5 بها تضرب . . . الخ بدان سرزمين ( : كوهستان أرمن ) در سردى هوا مثل زنند .
( 433 ) - ص 101 س 5 و 6 نصاراى برد . . . الخ أبو اسحق نيشابورى در وجه تسميهء حواريان حضرت عيسى عليه السّلام در « قصص الأنبياء » ص 375 و 376 آورده است :
« بعضى گويند : گازران بودند ، لأنّهم يحورون الثّياب . و آنچنان بود كه روزى عيسى عليه السّلام جايى مىگذشت ، قومى گازران ديد كه جامه مىشستند عيسى ايشان را گفت : جهد كنيد كه خويشتن را بشوييد از معصيت ، آن مر شما را بهتر بود . ايشان بوى بگرويدند ، و با او برفتند » .
در وجه تسميهء « حواريان » سخنان ديگر نيز گفتهاند كه بحث در آن باب از حوصلهء اين مقال بيرونست . رك : « حيوة القلوب » ج 1 ص 410 ، « حبيب السّير » ج 1 ص 142 ، نيز ، رك : « تاريخ گزيده » ص 56 .
( 434 ) - ص 101 س 6 - 9 دست صبا آنجا از حلّ . . . الخ محتملست مؤلّف را در جمع پارهاى از كلمات اين چند جمله ، نظير « حلّ » و « ناقض » و « عزايم » به سخن مولاى متّقيان ، حضرت إمام علىّ بن أبى طالب عليه السّلام ، نظر بوده است ، آنجا كه فرمودهاند :
« عرفت اللّه سبحانه بفسخ العزائم و حلّ العقود و نقض الهمم » . « شرح نهج البلاغة » لابن أبى الحديد ، ج 4 ص 470 .
( 435 ) - ص 101 س 9 و 10 چه بسيار بد . . . الخ اين مصراع ، با تفاوتى اندك ، عجز بيتى است كه تمامت آن در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 74 چنين آمده است :
بهرحال مر بنده را شكر به * كه بسيار بد باشد از بد بتر
قس :