شاهان « 1 » و مظهر رفعت و قدرت و تكبّر و عجب و أنفت بوده - ببندگى وى كمر خدمت برمىبست و مباهات مىكرد .
( 264 ) - ص 58 س 9 مرّيخ را اگر خطّ امان . . . الخ مراد آنكه : مرّيخ - كه بزعم منجّمان قديم كوكب لشكريان و اميران ظالم « 1 » و مظهر قهر و مكابره و شجاعت و جسارت بوده - در برابر دلاورى وى تا بدان غايت مرغ دلى و جبن مىنمود كه اگر خود را از تعرّض وى مأمون مىپنداشت و از وى اماننامه مىستد فخر مىكرد .
( 265 ) - ص 58 س 9 و 10 عطارد را تا دبير . . . الخ مراد آنكه : ستارهء عطارد - كه بپندار منجّمان قديم كوكب ديوانيان و كاتبان « 1 » و مظهر ادب و نويسندگى بوده و در عرف اهل ادب به دبير فلك « آنندراج » نامبردار است - بدين اميد كه روزگارى شرف دبيرى آن آستان يابد پيوسته بممارست در كار دبيرى و مهارت در دقايق آن مستغرق بود .
( 266 ) - ص 58 س 10 و 11 ماه را تا بريد . . . الخ مراد آنكه : ماه - كه بزعم منجمّان قديم كوكب رسولان و پيادهروان و ايلچيان بوده « 1 » - تا سمت قاصدى و نامهبرى آن حضرت يابد شب و روز مشق پيادهروى مىكرد .
( 267 ) - ص 58 س 8 - 11 خسرو سيّارگان . . . الخ ناصر الدّين منشى كرمانى اين عبارات را در « سمط العلى للحضرة العليا » ص 6 با تصرّفى اندك ، بدين صورت ، بانتحال برده است :
« . . . در حضرتى كه اگر از پيشگاه عظمت آن خسرو سيّارگان را بنده مىخواندند مىزيبيد ، مرّيخ را اگر خطّ امان مىدادند مىنازيد ، عطارد تا « 2 »
هامش
( 1 ) - رك : « شرح بيست باب ملا مظفر » در منسوبات كواكب ، بدون شمارهء صفحه .
( 2 ) - ظ : عطارد را تا