بر اينطور « 1 » كه پيش است ، مجاوران روندهاند ، كه بيك نفس جهان زيروزبر كنند . بدين قلّه « 2 » كه مىبينى ، تيز ركابانند « 3 » ، كه در چابكى موى از سر مىربايند . » و گاه « 4 » مىگفت :
« آن مردنيم - 24 كز عدمم بيم آيد * كان نيم « 5 » مرا خوشتر « 6 » از اين نيم آيد
جانيست مرا در تن ، وان عاريتى * تسليم كنم چو وقت تسليم آيد « 7 » 450
اين قلّه بسى پاكان را به آب فروداده است ، يك ناپاك نيز گو با ايشان باش ، اين ثنيّه جهانى « 8 » را در أنياب هلاك نهاده است « 9 » ؛ دندان از جهان بر بايد كشيد . بدينسان كه جان در كشاكش دوران افتاده است ، بكدام خوشى كه دارى ، بيش اين عمر بيفايده مىخواهى ؟ ! و بچه خرّمى كه يافتهاى ، امتداد اين زندگانى « 10 » بيحاصل مىجويى ؟ !
« وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ »
« - 1 » 451
هامش
( 1 ) سى : اينطور ، هت : بدينطور
( 2 ) مى : و بدين قلّه
( 3 ) مى :
بزرگانند
( 4 ) هت : و گاهى
( 5 ) مى ، و « تاريخ طبرستان » تأليف بهاء الدّين محمّد بن حسن بن اسفنديار كاتب ج 1 ص 227 : نيمه
( 6 ) در « تاريخ طبرستان » ج 1 ص 227 : بهتر
( 7 ) سى ، مى : اين بيت را ندارد . استاد فقيد ، مرحوم عبّاس اقبال آشتيانى در « تاريخ طبرستان » ج 1 ص 227 ، بر روى بيت نخستين رادّهاى گذارده ، و در ضمن حاشيهء مربوط ، بىآنكه بمأخذ نقل خود اشارتى كنند ، چنين افاده كردهاند : « بقيهء اين رباعى كه بخيّام منسوبست اينست :جانيست مرا بعاريت داده خدا * تسليم كنم چو وقت تسليم آيد . »( 8 ) سى : جهان
( 9 ) سى : نهاده
( 10 ) سى : اين كار
( - 1 ) قرآن كريم : 16 / 30