دوست و دشمن شنيده بودند ، كور ديده و كر شنيده 445 ، و بمجالس و محافل ، جايى بر سبيل شماتت و فسوس دارى ، و هزار جاى بوجه دلسوزى و غمخوارى ، بازگفته « 1 » ، اين معنى از زيادت تعنيف « 2 » در مطالبت مغنى بود ( ع ) قد « 3 » ينفع السّمّ فى شىء من العلل 446 ، و نيز دانستند ، كه از سر همّتى كه عرض شريف را سپر بلاى عرض دنيا ، هرگز نگردانيده است ، و نگرداند ( ع ) و نفس تأبّى 447 أن تهان ، و تبذلا ، اگر چيزى غير آن در دست دارمى « 4 » ، از سر پاى بيندازمى « 5 » .
فى الجمله ، آخر روز دست از اين روز فروشدگان بازداشتند « 6 » ؛ قوت كه مادّهء قوّت مردم ، خصوصا پيادهرو ، تواند بود ، از دست رفته ، و تن را جامهاى « 7 » كه بىآن بر چنان سردسير بنتوان « 8 » گذشت ، نمانده ، و منزلى چون عقبهء پرگرى « 9 »
« وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ »
« - 1 » 448
هامش
( 1 ) متن مطابقست با : مى ، باقى نسخ : دلسوزى بازگفته
( 2 ) مى : تعسّف
( 3 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : بود وقد
( 4 ) مى : دارى
( 5 ) مى : بيندازى ، سى : نپندارمى
( 6 ) سى : برداشتند
( 7 ) مى : تن جامهاى
( 8 ) متن مطابقست با : مى . هت ، كر : بتوان ، سى : نتوان
( 9 ) رك : ص 108 ح 4
( - 1 ) قرآن كريم : 90 / 12