ليكن با آبشخورى كه خاكش بر سر ، با همه ناخوشى ، بآمد بمانده بود . كوششى كه در استخلاص مىرفت مفيد نيامد . عاقبت خرقهء درويشانه بر سر « 1 » افگندم « 2 » ، و خويشتن متنكّروار « 3 » از آن دروازهء زندان بيگناهان بيرون انداخت ، و سه روزه كوهپايهء ميان آمد و ماردين ،
ملاعب جنّة لو سار فيها * سليمان ، لسار « 4 » بترجمان 297
بيك روز زير قدم « 5 » آورد « 6 » . مصايد اكراد و مكامن حراميان را - كه « 7 » ( ع ) ديو كانجا 298 رسيد سر بنهد - بتنهايى ، با پنج شش « 8 » سروپا برهنه ، قطع كرد ؛ بيشهاى كه باد بىانديشه بر شواهق جبال و مصايد « 9 » قلال آن اجتياز ننمايد ، و باز بىاحتراز بالاى مخارم شعاب و مضايق عقاب آن پرواز نكند ،
نرود جز ببدرقه گردون * از هوا و زمين آن بيرون 299
در وقتى كه جانى بنانى 300 باطل مىكردند ، و نفسى بفلسى « 10 » ضايع
هامش
( 1 ) سى : خرقه در سر
( 2 ) مى : در سر افكندند
( 3 ) سى :
منكروار
( 4 ) هت ، كر : لصار
( 5 ) هت : بر قدم
( 6 ) كر :
آوردم
( 7 ) سى : حراميان كه
( 8 ) سى : پنج و شش
( 9 ) هت ، سى : جبال در مصايد
( 10 ) هت ، كر : نفسى بنفسى