و از آثار او آن است كه اربطه و معابر و مدارس و مساجد شيراز كه خراب گشته بود تمامت مأمور گردانيد [ و رباط شيخ كبير ابو عبد الله الخفيف را عمارتى نيكو كرد . « 1 » ] و دار الشفائى نيكو در شيراز بساخت و بسيار رباطها و بقعههاى خير در اطراف بنا كرد مثل رباط مظفرى بيضا و رباط مظفرى ابرقوه و مظفرى فاروق و رباط مظفرى سربند [ و پولى كه بر بند مبناست ] « 2 » و رباط مظفرى خايز « 3 » كه بر سر راه سواحل است [ و در شهر ، سقايه مظفرى و بازارها و خانهها بنا كرد ] « 4 » و به موافقت او جملهء اعيان مملكت و اركان دولت بقعهها ساختهاند .
و دو امير داشت كه قطب مملكت و مدار سلطنت او بودند : مقرب الدين ابو المفاخر مسعود و فخر الدين ابو بكر . مآثر و محامد ايشان مشهور است و خيرات و موقوفات بسيار كردهاند . « 5 » [ و اين امير مقرب الدين مردى سعيد خيّر بود و هرگز در پى قصد و ايذاى هيچ آفريده نبودى بلكه چون بر اعادى دست يافتى ضيع « 6 » ايشان به عفو و مرحمت مقابل كردى . لاجرم در مضايقى كه خلاصى از آن مستحيل مىنمود به فضل يزدانى رهائى مىيافت و هركس كه در قمع او كوشيدى عنقريب به فضيحترين وجهى مدمر و مقهور گشتى .
در ثانى عشر جمادى الآخر سنة خمس و ستين وست مائه به جوار حق پيوست ] « 7 » . [ و به رباط خويش كه به جوار جامع عتيق شيراز ساخته مدفون
هامش
( 1 ) - الف و ب و گ ندارند .
( 2 ) - فقط در ب .
( 3 ) - در تاريخ گزيده ، « جابر » .
( 4 ) - فقط در س و د .
( 5 ) - و سه امير داشت كه قطب مملكت و مدار سلطنت او بودند : امير سيف الدين ترك و امير فخر الدين ابو بكر بن نصر و امير مقرب الدين ابو المفاخر مسعود ، و بعد از آن امير سيف الدين ترك ، چهرهء روزگار خود به كمال تقوا بياراست و با صلحا پيوند كرد و گوشه گرفت و از آن امير فخر الدين ابو بكر جانبند گشت كه هيچكس از وى به خدمت اتابك نزديكتر نبود ( فقط در نسخه د ) .
( 6 ) - ضيع جمع ضياع است و يك از معانى ضياع ، هلاك است ( لغتنامه دهخدا )
( 7 ) - در چاپى و ج و ب و گ .