تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام التواريخ ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ولى عهد پدر بود و بغايت عادل و نيكو سيرت بود . مدت بيست سال پادشاهى كرد و امين الدين كازرونى - كه حاتم وقت بود « 1 » - وزير او بود و قريب جامع عتيق مدرسه و رباطى ساخته . « 2 »

اتابك مظفر الدين طغرل بن سنقر

پادشاهى هنرمند بود و هنرپرور ، امارائى نداشت . دو سه نوبت بر اتابك تكله خروج كرد و از عراق لشكر آورد و هر نوبت چند ماه پادشاهى كرد . به آخر الامر در جنگ اسير گشت . « 3 »

اتابك مظفر الدين ابو شجاع سعد بن زنگى

بعد از تكله پادشاهى بر وى مقرر گشت ، و اندر شجاعت و سخاوت يگانه بود . كرمان را بستد و به برادرزادهء خود محمد داد . « 4 » پس او بر عم عاصى شد و قصد وى كرد . « 5 » از او بازستد و همواره هواى عراق زدى . و اصفهان و اكثر بلاد عراق بستد و صناديد و اكابر آن جايگه به شيراز آورد . و در سنهء اربع عشر وست مائه سلطان محمد تكش به عراق آمد و او با قدر هزار سوار در خيل بزرگ سلطان زد و بسيارى هلاك كرد . به آخر الامر اسبش خطا كرد . بدان سبب اسير گشت و دلاورى و بزرگى او سلطان را مانع آمد از كشتنش . مدتى او را بازداشت . [ بعد از آن دخترش ملك خاتون را براى پسر خود سلطان جلال الدين بخواست . اتابك بداد و پسرى به نوا فرستاد « 6 » و
هامش
( 1 ) - الف و گ : « كه حاكم وقف بود » . ( 2 ) - تكله از سال 571 تا سال 591 پادشاهى كرد . ( 3 ) - طغرل از سال 591 تا سال 599 پادشاهى كرد . ( 4 ) - د و چاپى : « محمد بن زيدان » ( 5 ) - الف و گ : « پسر عمش عاصى شد و رضى زوزنى قصد وى كرد » . ( 6 ) - يكى از معانى نوا ، گروگان و رهينه و وثيقه از آدمى است كه نهند چنان‌كه سلاطين مغلوب يا كوچك ، فرزندان و برادران خود را نزد سلاطين غالب يا بزرگ به نوا دادندى تا از وعده‌ها تخلف نورزند و نيز قصد سركشى و طغيان
نظام التواريخ ( فارسى ) — صفحة 122 | مير هاشم محدث / ناصر الدين بيضاوى