سال 1287 ه ق / 1284 ه ش
[ 34 نامه نصرت الدوله به شاه درباره غرض ورزى وزير لشگر در تامين ملزومات افواج - 1287 ق ]
قربان خاك پاى مباركت شوم افواج مراغه را كه مرخص فرموديد شنيدم كه قرار دادهاند . بعلاوه هزار و پانصد تومان سنواتى كه برات صادر شده دو ماهه باز در هذه السنه باوجود داشتن ششماهه محلى ولايت برات صادر كرده و سنواتى را با اين دو ماهه بدهند حضور مبارك آورده تنخواه بگيرند اين غلام قبول و باور نكرد از جناب وزير لشگر استمزاجى كرده به موجب رقعه كوچك خط او ديدم عقيدهشان همين قسم بوده است دفتر را آورده قدغن و تهديد كردم از اين معنى وزير لشگر آنچه تغيّر و بدگويى بوده نسبت به غلام كرده و گفته بود و بعد در باب اجراى فرمايشات در مرحله استرآباد و حسين بيك كه امير قاين توسط كرده ، نشان و نيابت او را مرحمت فرموده بودند اظهار كرده بودم كه كار مردم را راه انداخته معطل ندارند و برات سنواتى افواج مراغه را با دوماهه امساله كه تازه صادر شده بود گرفته بودم كه ضبط و داده شود و به حضور مبارك بياورم مهرش را كشيده باشند موجود است . در جواب مطالب من وزير لشگر رقعه نوشته بود همان را انفاد حضور مبارك نمودم و به هيچوجه غرض ندارم اعليحضرت شاهنشاه روحنا فداه كه قادر بر كشتن غلامان هستند و صاحب جان و مال همه مىباشند درين مدتها باوجود ملاحظه هزار قسم خبط و خطاها به جز رأفت « 1 » و مرحمت و مهربانى چه در تحرير و چه در تقرير اگر چيزى ديگرى بوده است خود وجود مبارك اطلاع دارند . در اين صورت از چنين شخص مخبطى اين
هامش
( 1 ) . اصل : رءفت