تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بنويسيد و با هر پسته هم رقم به‌عنوان من صادر صادر كنيد و ممنون هم باشيد هرچه خواسته‌ايد همه را مىفرستم و ممنون شما هم هستم . حسين جواب :

حضور جناب جلات مآب اجل اشرف سپهسالار اعظم

حوصله و تحمل اين بنده را خود مىدانيد و تا ملجاو ناچار نشوم عرض و گله نمىكنم و حال آنكه از گله هم بسيار بدم مىآيد . وقتى كه جواب عرض مىكردم دانستم كه زبانهاى گرم و نرم و شيرين شما مرا عاجز خواهد كرد و جان برين شوم تسليم خواهم شد و تكليف خود را دورى كردن از خدمات شما و مداخله به امرى نمودن از نظام و امور او به جا آورده بودم اطاعت و رضاى شما را باز مقدم بر همه‌چيز مىدانم و به صدق تمام در خدمات شما در هر مقوله و نظامى كه بالفعل شلوغ و مغشوشترين همه است حاضر خواهد كرد و از پسته آينده به تفصيل عرض مىشود از سركار محبت و مرحمت و تقويت و از بنده خدمت و صداقت به امتحان مكرر در اين مواد ملاحظه‌ها فرموده بىغرضى و بىطمعى مرا به جا آورده‌ايد زيرا كه بنده ملاحظه آبروى خود و جناب عالى را نمىتوانم به دلايل چند از ولايتى و غيره و غيره از دست بدهم و از حفظ او ناگزيرم . اگر غير از اين تصور فرمايند گويا براى شأن شما و اسم و رسم شما مضر بوده و مناسب و موافق سليقه خودتان و عقلا نبوده باشد از دوست يك اشارت از من به سر دويدن . نصرت الدوله

141 تلگراف از تهران به كرمان به تاريخ شهر شوال المكرم توشقان‌ئيل 1296 خدمت نواب اشرف و الا فرمانفرما دام اقباله

شكايت فوج شوكت از محمد ربيع سلطان را نواب و الا خوب استحضار دارند عريضه شكايتى هم رسيد ليكن معلوم نشد اين حركت و رفتار فوج واقعا از سوء رفتار سلطان بوده است يا مبنى بر تحريك بوده است . ظهور اين حقيقت را از نواب و الا خواهش دارم اگر فوج يعنى آن