تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نامه هاى حكومتى فيروز ميرزا فرمانفرما ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
وصول ماليات رودبار و هم براى حاضر بودن براى اين فقره با دو دسته سرباز به رودبار فرستاده بودم كه به هرچه شاهزاده به قوام الملك بنويسند تقى خان با دو دسته سرباز حاضر باشند كه از آن قرار رفتار نمايند به ايل بيگى افشار و درّان خان ضابط رودبار تأكيد نوشتم كه تفنگ‌چى و نوكر چريك را حاضر نمايند كه به هرچه از حكومت فارس امر شود اطاعت نمايند مراقبت اين غلام در انجام فرمايشات همايونى و اوامر ملوكانه زايد بر آن است كه عرضه دارم خدمت به ولىنعمت كل روحنا فداه را از فرايض مىداند . فرمانفرما

140 تلگراف از تهران به كرمان به تاريخ شهر شوال المكرم توشقان‌ئيل 1296 خدمت نواب مستطاب اشرف و الا فرمانفرما دام اقباله

تلگراف جوابيه كه به آن شرح گله‌آميز نگارش يافته بود با كمال دقت و اشتياق خواندم و خيلى متأسفم با اينكه مقصود از آن روش عرض تلگراف ظهور نتيجه رفع گله‌هاى نواب اشرف و الا بود موجب مزيد غبارى شد لازم است كه تشريح مطلب شود به خدا به نمك شاهنشاه روحنا فداه به هيچ‌وجه نامساعدى در امورات متعلق به سركار و الا نشده و حتما بنده از گماشته و الا درست‌تر عرض مىكنم به هيچ‌وجه به گماشته و الا بىلطفى نشده است و از ارسال اقساط مقرره نيز امتنان كامل دارم اما در باب جواب انجام مسائلى كه از بابت قورخانه و فوج و غيره مرقوم داشته بوديد سركار اشرف و الا وضع تعطيلى كه در انجام مسائل و عوايق حاصله را خوب مىدانيد يا خير ابدا بنده مورد گله نيستم . شرح اين باب را با چاپار مشروح‌تر عرض مىكنم و هرگز بنده كدورت خاطر سركار و الا را انشاء الله رضا نمىدهم در جميع كارهاى قشونى بايد رسيدگى نمايند دلسوزى كنند مگر به ميل خاطر شما به تنهايى است كه قهر نماييد . من هرگز با شما قهر نمىكنم و نمىگذارم سركار و الا قهر نماييد درست تلگراف « 1 » معقولى مبنى بر آشتى
هامش
( 1 ) . اصل : تلغراف